۱۳۸۹ اسفند ۲۰, جمعه

زلزله در ایران و خویشکاری (وظیفه-ی) ما




خشایار رُخسانی

هم میهنان گرامی! امروز یک زمین لرزه-ی 8،9 ریشتری کشور ژاپن را لرزاند و آسیب های فراوان جانی و داراکی (مالی) به این کشور زد. از آنجا که ایران نیز یک کشور زلزله خیز است این زلزله میتوانست در ایران پدید آید. کشور ژاپن با ساختن خانه هایِ استوان در برابر زلزله شمار زیان های جانی و داراکی (مالی) را به کمترین اندازه رسانده است. ولی ما در ایران چه پیش بینی هایی را برای پایین آوردن شمار آسیب دیدگان انجام داده ایم؟ همین زلزله میتوانست در ایران بیش از سدها هزار کشته برجای گذارد. آیا ما میتوانیم تنها با نیاندیشیدن به چنین پیشامدِ دهشتناک از رویداد آن در آینده پیشگیری کُنیم؟ آیا در کشور ایران ساختن خانه های استوان در برابر زلزله برای مردم امکان پذیر نیست؟ چه کسی باید در رنج سازماندهی و برنامه ریزی برای ساختن شهرهای استوان در برابر زلزله در ایران باشد؟ بر پایه-ی یک گزارش کارشناسانه تنها یک زلزله-ی 5 ریشتری در شهر تهران بسنده میکند که سدها هزار کشته برجای گذارد. آیا سوای آرزوی بُردباری برای بازماندگان زلزله و کندن گورهای دسته جمی (جمعی) برای کُرپانیان (قربانیان) زلزله کار دیگری از دست ما ساخته نیست؟ آیا سرنوشت کشور ایران با هفت هزار سال پیشینه-ی شهریگری (تمدن) باید امروز در سده-ی بیست و یکم این باشد که جان شهروندانش کمتر از مُزد یک گورکن باشد؟ از آنجا که هیچگونه چشمداشتی برای برنامه ریزی و ساختن شهر های استوان در برابر زلزله بدست این حکومت اشغالگر اسلامی نمیرود، و چنین برنامه های سازندگی را باید در یک ایران آزاد و مردمسالار دُنبال کرد، با بودن این حکومت بر سر قدرت هر زلزله ای که در ایران پیش بیاید، میتواند آزَرَنگ (مصیبت) جانی بزرگی روی دست مردم ایران بگذارد. ازاینرو نُخستین راه برای پیشگیری از چنین آزَرَنگی (مصیبتی ) گذر کردن هرچه تُندتر از بختک حکومت اسلامی و سرنگونی آن میباشد.

آدینه 20 اسفند، ناهید شید 7032 آریایی میترایی










فراهم آوری برای برپایی یک دولت گُذرا در برونمرز


خشایار رُخسانی

چکیده:
آقای دکتر اسماعیل نوری علا هنداخ (طرح) برپایی یک دولت گذرا در برونمرز را داده اند. این دولت باید از دل یک مِهَستان (مجلس) میهنی بیرون بیاید که نمایندگان آن راسته (مستقیم) از سوی ایرانیان برونمرزی در یک گُزیدمان هَستنما (مجازی) از راه تارکده (اینترنت) برگُزیده خواهند شُد.

سرآغاز:
با آنکه بیشینه-ی (اکثریت) هَنگان ها (حزب ها) و سازمان هایِ سیاسی مردمسالار خواهان سرنگونی حکومت اسلامی هَستند، ولی آنها هیچ برنامه ای برای دوران گُذر ندارند، و این یکی از بُزرگترین کاستی های آنهاست که سبب فراگیر نشدن جنبش آزادیخواهایی مردم ایران شده است، و این درهالیستکه بیشینه-ی (اکثریت) مردم ایران خواهان دگرگونی هَستند. یکی از نگرانی هایی که از پیوستن بخش بُزرگی از مردم ایران به جُنبش آزادیخواهی پیشگیری میکُند، سرنوشت ناروشن کشور و شایمندی (احتمال) ناآرامی، هرج و مرج و آسیب پذیری مرزهای کشور پس از سرنگونی حکومت اشغالگر اسلامی است. برپایی یک دُولت گُذرا در برونمرز بهترین راهکار است که میتواند نگرانی بخش بُزرگی از مردم ایران را از آینده ای ناروشن پس از سرنگونی حکومت اشغالگر اسلامی بزُدایید، اگر این دولت به نمایندگی از همگی مردم ایران برگُزیده شود و برای دوران گُذر برنامه داشته باشد، آسایش و سامان را به کشور بازگرداند، از مرزهای کشور پاسداری کُند و زمینه-ی برپایی همه پُرسی و گزیدمان آزاد را برپا سازد. از دیگر برتری های یک دُولت گُذرا این است که این دولت خواهد توانست بزودی به جنبش آزادیخواهی مردم ایران سر و سامان دهد که هم اکنون یک جنبش بی سازمان و بی در و پیکر است، و مبارزه-یِ نافرمانی شهریگری (مدنی) و خیابانی را کامگارانه به پیش ببرد. و از همه مِهَندتر (مهم تر) اینکه این دولت میتواند به نمایندگی از مردم ایران با کشورهای آزادِ جهان درباره-یِ آینده-یِ ایران پس از حکومت اسلامی گفتگو کُند، از آنها بخواهد که لانه های انیشه ای (جاسوسی) حکومت اسلامی را ببندند، تا بَغدِستان های (سفارتخانه های) ایران را به نمایندگی از مردم ایران بازپس بگیرد؛ برآیندِ چنین کاری آسیب فراوانی به نیروی روانی دُشمن خواهد زد و شمارش باژگونه (معکوس) برای سرنگونی آنرا شتاب خواهد داد و همزمان بر خودباوری و نیروی روانی آزادیخواهان خواهد افزود.

اگر ایرانیان آزاده و میهندوست در برونمرز که نگران سرنوشت کشورشان هَستند، بجای به هدر دادنِ زمان و فرسودن نیروهایِ زاینده شان در گفتگوی های ستیزه جویانه در فیس بوک، و یا از راه درگیری های شاخه ای و زیان آور باهم، رویِ برنامه-یِ برپایی یک دولت گُذرا سرمایه گُذاری کُنند، بزودی خواست همه-ی آنها برآورده خواهد شد که آرزویِ رهایی ایران از سه دهه کابوس حکومت اسلامی را دارند. این برنامه-ی سودمند زمانی میتواند انجام گیرد که هر ایرانی آزاده و میهندوست بخشی از خویشکاری (وظیفه) و خورتاکی (مسئولیت) کار را کوشا بپذیرد، در گُسترش این اندیشه در میان هم میهنانش بکوشد و تنها به خواندن این یاداشت بَسنده نَکُند.
در این پیوند آقای دکتر اسماعیل نوری علا و یارانشان هَنداخ (طرح) برپایی یک دُولت گذرا در برونمرز را درانداخته اند که انجام آن میتواند سنگِ بُزرگی را از روی دوش اپوزیسیون حکومت اسلامی و مردم آزادیخواه ایران بردارد. چکیده-ی برنامه ای که ایشان پیشکشیده اند در پایین میخوانید [2]:
فرنودِ (دلیل) ناکامی و بی بازده بودن کوشش هَنگان ها (حزب ها) و سازمان های سیاسی در برونمرز که میخواسته اند یک «دولت گذرا» برپا سازند، این بوده است که آنها نمیتوانسته اند همگی مردم ایران را نمایندگی کُنند. از اینرو پیشنهاد شده است که این «دولت گُذرا» از دل یک مهستان (مجلس) میهنی بیرون بیاید که نمایندگان راسته (مستقیم) آن از سوی ایرانیان برونمرزی و درونمرزی [1] برگُزیده شده باشند. هم اکنون یک انجمن فراگروهی به نام «انجمن فراهم آوری مِهستان (مجلس) میهنی» کار برگُزاریِ گُزیدمان (انتخابات) را برای این مِهستان (مجلس) میهنی دُنبال میکند؛ نیاز به گفتن است که هموندانِ (اعضای) «انجمن فراهم آوری مِهستان میهنی» فراگروهی کار میکُنند، و آنها خودشان را برای اورَنگ (مقام) نمایندگی در «مِهستان میهنی» نامزد نخواهند کرد؛ «انجمن فراهم آوری مِهستان میهنی» بزودی در پیش دید همگانی نمایان خواهد شد و هم میهنان را آشکارا در جریان کوشندگی های خودش خواهد گُذاشت.

خوشبختانه به کمک ابزارهای پیوستمانی (ارتباطات) نوین همانند تارکده (اینترنت)، فیس بوک و تویتر و تلوزیون های ماهواره ای، همگی ایرانیان برونمرزی و درونمرزی میتوانند در گُزیدمان ها (انتخابات) برای گُزینش نمایندگان خود در آسایش و آسودگی رسا بُهماسند (شرکت کُنند) و نقش مِهَندی (مهمی) در فرایند آزادسازی کشور و نهادینه شدن مردمسالاری در میهن بازی کُنند


یاداشت:

[1] چنانچه ایرانیان درونمرزی توانایی هُماسش (شرکت) در گُزینش نمایندگان «مِهستان میهنی» را داشته باشند، از هُماسش آنها پیشوازی خواهد شد.

[2]






آدینه، 20 اسفند، ناهید شید 7032 آریایی میترایی





۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه

نیایش نوروزی




خشایار رُخسانی

ایرانیان میهندوست و آزاده! در راستای پیوندِ دوباره با کَتامی (هویت) سرافراز ایرانی بودنِ خویش بیایم برای بار نُخست پس از گذشت چهارده سده از خانواده های خود بخواهیم که قرآن ها را از سر سفره هایِ هفت سین بردارند و به جای آن شاهنامه-ی پردیسی (فردوسی) را جایگُزین کُنند و با نیایش نوروزی به زبان شیرین پارسی به پیشوازی از نوروز بروند:

گشت گرداگرد مهر تابناک، ایران زمین

روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین

ای تو یزدان، ای تو گرداننده-ی مهر و سپهر

برترینش کُن برایم این زمان و این زمین


همه-ی ما بارها از خود پُرسیده ایم که این نیایش عربی «یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار...» که تا امروز سر سفره های هفت سین مشنویم، چه پیوندی با «نوروز پارسی» دارد!؟
نوروز یک جشن پُر پیشینه و به رسایی (کاملا) پارسی است و هیچ سرچشمه ای در آیین عرب ها ندارد. هرگز شایسته نیست که ما ایرانیان، این آیین ایرانی را با «نیایش های عربی» آنچنان که تا به امروز رسم بوده است، جشن بگریم، زیرا ما باید با خدای خود به پارسی سُخن بگوییم. چگونه آن الله ای که جز زبان عربی نداند، میتواند خدای من باشد؟
آن چکامه ای (شعری) که در بالا میبینید، یکی از برترین نیایش های پارسی است که پس از گذرکردن از نگرسنجی هایِ کارشناسانه میتواند بگونه-ی یک سروده بهترین جایگُزین برای آن «نیایش عربی» شود که برای چهارده سده آغازگر سالِ نویِ پارسی بوده است.

پاینده ایران

پنج شنبه، 19 اسفند، اورمَزدشید 7032 آریایی میترایی
 


فرستادنِ پیام به دنباله Donbaleh




۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

آیین کُرپانی کردن (قربانی کردن) آدم در پیشگاه خدایان در تایلند



خشایار رُخسانی

آیین کُرپانی کردن (قربانی کردن) آدم در پیشگاه خدایان در سده-ی بیست و یکم در تایلند

چکیده

در پی یک گزارش تکان دهنده و دلخراش از آیین کُرپانی کردن (قربانی کردن) دُخترانِ جوان در میان دُوتاکمان های (قبیله های) بُت پرست در سده-ی بیست و یکم در تایلند میخوانید؛ در این آیین ددمنشانه دختران جوان را در پیشگاه خدایان سر میبرند. گزارشی را که در پی میخوانید دارای فرتورهای (عکس های) بسیار دلخراشی است که دیدن آنها را به کسانیکه از نیروی روانی بالایی برخوردار نیستند، سفارش نمیکنیم. ولی با اینهمه آگاهی شما از این گُزارش تکان دهنده بسیار مِهَند (مهم) است تا از بازکرد (تکرار) این جَنوری ها (جنایت ها) که به نام یک آیین دینی هرساله انجام میگیرند در آینده پیشگیری کُنیم. از اینرو من از همه-ی آزادیخواهان درخواست میکنیم که برای پیشگیری از کُشته شدن کُرپانی های (قربانیان) سپسین در آینده، از هیچ کوششی در آگاه کردن سازمان ملل و همبودگاه جهانی از گزارش این جَنوری (جنایت) تکان دهنده کوتاهی نکنند

سرآغاز:

یک دُوتاکمانِ (قبیله ی) بُت پرست در تایلند, براین باور است كه باید دختری را كه سنش بیشتر از 14 سال نباشد، زیبا، بدون همسر و باكره باشد در یكی از روزهای سال برای خدای شان کُرپانی کُند تا این دُوتاکمان (قبیله) از ازبیماری و آفت های آسمانی آسوده بماند.

آیین کُرپانی کردن (قربانی کردن) آدم:

پس از اینکه همه-ی مردم این دُوتاکمان (قبیله) در پیرامونِ پرستشگاه شان گردهم میآیند، دینکاران (روحانیون) آن دُختر برگُزیده را به آنجا آورده جامه اش را از تن بدرمیآورند، سپس او را روی یک میز چوبین میخوابانند و پس از تن شویی کُرپانی آنگاه او را بر پایه-ی باورهایشان در برابر چشم همه-ی مردم سر میبُرند. خون این کُرپانی (قربانی) در یک آوَندِ (ظرف) بُزرگ گردآوری شُده و برای نوشیدن میان همگی مردم دُوتاکمان (قبیله) پخش میگردد. پس از آشامیدن خون کُرپانی، پیکر بیجان کُرپانی را همانجا در پیشگاه پرستشگاه شان رها میسازند تا بپوسد. و تا آیین کُرپانی (قربانی) سپسین پیکر کُرپانی پیشین را از آنجا دور نمیسازند.














۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

جنبش بر سر دوراهی







خَشایار رُخسانی


یکی از کاستی هایِ سیجمندِ (خطرناک) آزادیخواهان در مبارزه با حکومت اشغالگر اسلامی این است که آنها دُشمن سوگندخورده شان را دستکم گرفته اند. آزادیخواهان هنوز میپندارند که تنها با گردهمایی های پَتکارشی (اعتراضی) خیابانی بتوانند حکومت اسلامی را به کُرنش در برابر خواستِ آزادیخواهانه-یِ مردم ناگُزیر کُنند، ولی راستینگی (واقعیت) این است که اگر آزادیخواهان هتا بتوانند روزانه گردهمایی های میلیونی و سراسری براه بیاندازند، آنها نخواهند توانست حکومت اسلامی را به سپردن قدرت به مردم وادار سازند. از آنجا که سیدعلی خامنه ای تنها زبانِ زور را درمیبابد، او تنها زمانی قدرت را به مردم واگذار خواهد کرد که کُرنش در برابر خواست مردم و دادنِ قدرت به آنها تنها گُزینه برای زنده ماندنش باشد. رویدادهای غم انگیز و جَنگ درون شهری در لیبی نمایانگر آینده-ی مبارزه-ی خونین مردم ایران با حکومت اسلامی است؛ همانگونه که قذافی دیوانه با سنگدلی بیمانندی در برابر خواست آزادیخواهانه-ی مردم کشورش ایستادگی کرد و با سرسختی فراوان در برابر آنها لشکرکشی کرده است، میتوان پیش بینی کرد که سیدعلی خامنه ای نیز با هزاران بار سرسختی بیشتر، در برابر خواست مردم ایران ایستادگی کُند. از اینرو آزادیخواهان برای سرنگونی حکومت سلامی دو راه بیشتر در پیش رو ندارند:

1) سازماندهی نافرمانی شهریگری (مدنی) همانند ایستکاری های (اعتصاب های) سراسری و خودداری از هرگونه همکاری با این حکومت اشغالگر و پرهیز از پرداخت مالیات هایِ حکومتی (آب، برق گاز و تلفن) در راستای زمینگیر کردن چرخ ترازداریک (اقتصادی) حکومت.

2) آراستن آزادیخواهان به جنگ ابزاهای گرم در گردهمایی هایِ میلیونی و خیابانی با هدفِ گُشودنِ درب زندانها، آزادسازی زندانیان سیاسی، فروگیری بُنگاه هایِ دروغ پراکنی سدا و سیما در همه-ی اُستان هایِ کشور و دستگیری سیدعلی خامنه ای و همپالگی هایش.

سه شنبه، 17 اسفند، بهرام شید 7032 آریایی میترایی

نیاز به برپایی یک دولت گُذرا






خشایار رُخسانی

حکومت اسلامی یک حکومت اشغالگر است که هیچگونه شایستگی (legitimation)  برای فرمانروایی کردن بر مردم ایران ندارد، ولی هم اکنون برای بیشینه-ی (اکثریت) مردم ایران روشن نیست که یک حکومت بیگانه دارد بر آنها فرمانروایی میکند؛ آگاهی از این راستینگی (واقعیت) میتوانست ترازنیش (معادله) قدرت را به سود آزادیخواهان دگرگون کُند. دیگر اینکه بی سامانی و بی سازمانی آزادیخواهان یکی از بُزرگترین گرفتاری های آنها در نبرد با حکومت اسلامی است. این بی سازمانی ها در برگیرنده-ی فراپُرسش ها و کاستی های زیر هَستند:
1)      آزادیخواهان هنوز یک فرتور (تصویر) دُرُستی از آن مرز خشونت ندارند که حکومت اسلامی آماده است برای ماندن به آن دست بزند و یا با روی آوردن به دیگر جَنوری ها (جنایت ها) از آن مرز گُذر کُند؛ برای بخش بزرگی از آزادیخواهان هنوز گمان پذیر نیست که این حکومت آماده است که برای ماندن هتا  دریای خون راه بیاندازد .
2)      در پایان هر نبرد یکی از مِهَندترین (مهمترین) کارهایِ هر سپاه جنگی سرشماری زخمی ها و کشته شدگان است. جنبش آزادیخواهی مردم ایران پس از گذشتِ دوسال از هَستیش هنوز یک وبگاه برای آمارگیری از شمار زخمی ها و کُرپانیان (قربانیان) در گردهمایی های تازه راه اندازی نکرده است. از اینرو ما نمی دانیم که شمار زخمی ها و کشته شدگان ما در واپسین نبرد چه اندازه بوده اند و از همه بدتر اینکه چه کسانی هم اکنون دارند در سیاهچال های دُشمن زیر فشار شکنجه کُشته میشوند.
3)      بخش بُزرگی از آزادیخواهان هنوز با ساده دلی در این نِهازش (توهم) به سر میبرند که تنها با راهپیمایی های آرام خیابانی میتوانند سیدعلی خامنه ای را ازجایش تکان بدهند و به کُرنش در برابر مردم وادارند. و این درهالی است که خامنه ای برای ماندن آماده است هزاران بار بیشتر از قذافی دیوانه دست به کُشتار آزادیخواهان بزَند. از اینرو آدیخواهان باید که از هم کنون خودشان را برای رو در رو شدن با سخت ترین سامه ها (شرایط) آماده و آراسته سازند. گردهمایی های آینده زمانی میتواند سودمند باشند که با هدفِ گَشودن درب زندان ها، رهاسازی زندانیان سیاسی، فروگیری بنگاه دروغ پراکنی سدا و سیما و دستگیری علی خامنه ای و همپالگی هایش انجام گیرند.
4)      گرفتاری ایکه از همه مِهَندتر (مهم تر) است، این است که جنبش هنوز هیچ برنامه ای برای پُر کردن تُهیگی قدرت و سر و سامان دادن به کشور و پیشگیری از هرج و مرج  پس از سرنگونی حکومت اسلامی ندارد. از اینرو این یک نیاز آشکار است که آزادیخواهانی که به مردمسالاری و گیتیگرایی (جدایی دین از کشورداری) و یکپارچگی کشور باور دارند هرچه زودتر با نشستن کنار هم بر سر این نهاده-ی (موضوع) مهم باهم گفتگو کُنند تا بر سر بُنیانگُزاری یک دولت گُذرا باهم همبسته شوند. فراخوان های یک دولت گذرا که بتواند بخش بزرگی از مردم ایران را نمایندگی کُند، برنامه برای پاسداری از مرزهایِ ایران و سر و سامان دادن به کشور پس از دوران سرنگونی حکومت اسلامی داشته باشد، میتواند نقش بسیار سودمندی در سازماندهی مبارزه-یِ نافرمانی شهریگری (مدنی) و مبارزه های خیابانی بازی کند و شتابی هزار چندان به سرنگونی حکومت اسلامی بدهد. در این پیوند آزادیخواهان باید با نوشتارها و یاداشت هایشان در تارکده، فیس بوک، تویتر نیاز به بُنیانگزاری یک دولت گُذرا را، به هم میهنان درون و برونمرز گوشزد کُنند.

سه شنبه، 17 اسفند، بهرام شید 7032 آریایی میترایی



جنبش بر سر دوراهی






خَشایار رُخسانی




یکی از کاستی هایِ سیجمندِ (خطرناک) آزادیخواهان در مبارزه با حکومت اشغالگر اسلامی این است که آنها دُشمن سوگندخورده شان را دستکم گرفته اند. آزادیخواهان هنوز میپندارند که تنها با گردهمایی های پَتکارشی (اعتراضی) خیابانی بتوانند حکومت اسلامی را به کُرنش در برابر خواستِ آزادیخواهانه-یِ مردم ناگُزیر کُنند، ولی راستینگی (واقعیت) این است که اگر آزادیخواهان هتا بتوانند روزانه گردهمایی های میلیونی و سراسری براه بیاندازند، آنها نخواهند توانست حکومت اسلامی را به سپردن قدرت به مردم وادار سازند. از آنجا که سیدعلی خامنه ای تنها زبانِ زور را درمیبابد، او تنها زمانی قدرت را به مردم واگذار خواهد کرد که کُرنش در برابر خواست مردم و دادنِ قدرت به آنها تنها گُزینه برای زنده ماندنش باشد. رویدادهای غم انگیز و جَنگ درون شهری در لیبی نمایانگر آینده-ی مبارزه-ی خونین مردم ایران با حکومت اسلامی است؛ همانگونه که قذافی دیوانه با سنگدلی بیمانندی در برابر خواست آزادیخواهانه-ی مردم کشورش ایستادگی کرد و با سرسختی فراوان در برابر آنها لشکرکشی کرده است، میتوان پیش بینی کرد که سیدعلی خامنه ای نیز با هزاران بار سرسختی بیشتر، در برابر خواست مردم ایران ایستادگی کُند. از اینرو آزادیخواهان برای سرنگونی حکومت سلامی دو راه بیشتر در پیش رو ندارند:





1.       سازماندهی نافرمانی شهریگری (مدنی) همانند ایستکاری های (اعتصاب های) سراسری و خودداری از هرگونه همکاری با این حکومت اشغالگر و پرهیز از پرداخت مالیات هایِ حکومتی (آب، برق گاز و تلفن) در راستای زمینگیر کردن چرخ ترازداریک (اقتصادی) حکومت.

2.       آراستن آزادیخواهان به جنگ ابزاهای گرم در گردهمایی هایِ میلیونی و خیابانی با هدفِ گُشودنِ درب زندانها، آزادسازی زندانیان سیاسی، فروگیری بُنگاه هایِ دروغ پراکنی سدا و سیما در همه-ی اُستان هایِ کشور و دستگیری سیدعلی خامنه ای و همپالگی هایش.
سه شنبه، 17 اسفند، بهرام شید 7032 آریایی میترایی