۱۳۹۰ دی ۱۷, شنبه

الله- خُدای ماه

یک گُزارش باستانشناسی از خاورمیانه 

برگردان: خشایار رُخسانی 

چکیده:

مُسلمانان بر این باورند که الله، خُدایِ  دین هایِ سامی دیگر نیز هست، همانند دین هایِ یهود و ترسایی (مسیحی) و اسلام دُنباله-یِ این دین هاست. و این درهالی است که باستانشناسان با سند نشان میدهند که پیروان این سه دین بُزرگ سامی به سه خُدای جُداگانه باور دارند: خُدای یهودیان یهوه است، ترسایان خُدای خود را به نام لورد (Lord) و یا خدای پدر میشناسند و  خُدای مسلمانان الله نام دارد. نام الله یک نام عربی است که تنها در عربستان کاربُرد داشته است و در میان ماه پرستانِ عرب پیش از اسلام نام خُدای ماه بوده است. باستانشناسان توانسته اند از پرستشگاه های فراوانی در خاورمیانه خاکپرداری کُنند که ویژه-ی خُدای ماه ساخته شُده بودند و نشان دهند که در دورانِ باستان ماه پرستی یک آیین گُسترده و چیره در میانِ همه-ی کشورهای خاورمیانه بوده است. با آنکه در کشورهای گوناگونِ خاورمیانه خُدای ماه را با نام های گوناگونی همانند سین، Sin یا کوسوه، Kusuh یا الله میشناختند، ولی آنها پیوسته به خُدایان پنجگانه باور داشتند که دربرگیرنده-یِ خدای ماه، همسر او خورشید، و سه ستاره که دُختران خُدای ماه بودند. پس از اینکه آیین ماه پرستی در خاورمیانه رو به کاهش گذاشت، عرب های ماه پرست به آیین خودشان پایبند ماندند و یکی از انگیزه های ساخته شدن خانه-ی کعبه و شهر مکه سوای راه بازرگانی که از کنار دریای سُرخ میگذشت، پرستش الله، خُدای ماه بوده است. محمد برای شناساندن خُدای خودش به بُت پرستان مکه دشواری فراوانی نداشت، زیرا عرب های بت پرست، الله را سده ها پیش از زایش محمد میشناختند و برای سپاسگزاری از او نام الله را به فرزندانشان میدادند. محمد برای بدست آوردنِ پیروان تازه در میان بت پرستان، پذیرفت که الله همان خُدای ماه است، ولی او در برخورد با یهودیان و ترسایان، الله را همانِ خدای ابراهیم نشان میداد؛ محمد در گُسترش دین خودش میان یهودیان و ترسایان هیچ بختی را نیافت، برای اینکه آنها خُدای خودشان را بهتر از محمد میشناختند. از آنجا که محمد بخش بزرگی از آیین بت پرستان مکه را پذیرفت، همانندِ آیین حج، پیرامونگردی (طواف) به دور خانه-ی کعبه، کُرپانی کردن یک چهارپا برای الله، سنگ زدن به تندیس اهریمن، ارج ماه های حرام، روزه گرفتن در ماه رمضان، بوسیدن و پرستش سنگ سیاه، سعی صفا و مروه که تا پیش از این بُت پرستان برای گرامیداشت بُت های خود میان این دو کوه میدویدند... و مهمتر از همه اینکه محمد الله خُدای بت پرستان را به نام خُدای دین خودش برگُزید، دین اسلام ادامه-ی همان آیین بُت پرستان مکه ولی در یک جلوه-ی تازه است که داسه-ی ماه (هلال ماه) بر سر مزگت ها (مسجدها) و مناره ها نماد آن است.

سرآغاز

گرانیگاهِ دین اسلام پرستش خُدایی است به نام «الله». مُسلمانان میداوند (ادعا میکُنند) که الله در دورانِ پیش از اسلام همان خُدایِ ابراهیم و مسیح بوده است. این نهاده (موضوع) یکی از جُستارهای پُرسش برانگیزی است که هم چنان ادامه دارد. آیا «الله» همان خُدای تورات و انجیل است و یا اینکه یکی از بُت هایِ عربستان در دورانِ پیش از اسلام؟ داوش (ادعای) مُسلمانان برپایه-یِ پیوستگی دین یهود و ترسایی در دین اسلام از اینرو مهم است که آنها کوشش میکُنند تا یهودیان و ترسایان را به دین اسلام بگروانند؛ اگر «الله» ادامه-یِ بخشی از آن وحی های آسمانی در نَسک هایِ وَرجاوَند (کتاب مقدس) تورات و انجیل است، پس رفتن به سوی او، باید گام سپسین پیروانِ دین های سامی باشد. از اینرو، همه-ی یهودیان و ترسایان باید مسلمان شوند. ولی، از سوی دیگر اگر نشان داده شود که الله یکی از بُت ها در دورانِ پیش از اسلام بوده است، این داوش (ادعای) مُسلمانان از بیخ و بُن رد خواهد شُد. داوش های (ادعاهای) دینی، بیشتر در برابر یافته هایِ اُستوار جهانِ دانش همانند باستانشناسی کُرنش میکُنند. ما میتوانیم برای روشن کردن این دوسُخنی (اختلاف) درباره-یِ گذشته، بی اندازه گمانه زنی کُنیم، یا اینکه برویم و با خاکپرداری نگاه کُنیم که چه نشانه هایی برای ما آشکار میشوند. این تنها راه برای پی بُردن به فرهود (حقیقت) و سرچشمه-یِ الله است. همانگونه که خواهیم دید، نشانه هایِ اُستوار آشکار میکُنند که الله یک بُت بوده است. راستی این است که الله در آغاز، خُدایِ ماه بود و خورشید و ستارگان، همسر و دُخترانِ او بودند.

دین هایِ اسلام، یهود و ترسایی سه خُدای گوناگونی را پرستش میکُنند

 باستانشناسان در سراسر خاورمیانه پرستشگاه هایی را از زیر خاک بیرون آورده اند، که ویژه-یِ خُدای ماه بوده اند. از کوه هایِ ترکیه گرفته تا کرانه های نیل، Nile، بیشترین و گُسترده ترین دین در جهانِ باستان پرستش خُدای ماه بود. سومری ها، Sumerians، نُخستین بُنیانگزارانِ شهریگری (تمدن) جهان، که تاریخ آنها نگارش شُده است، هزاران سنگنبشته برای ما برجای گُذاشته اند که در آنها باورهای دینی شان را نَگیخته اند (توضیح داده اند). همانگونه که سجوبرگ و هال، Sjoberg and Hall، نشان داده اند، سومریانِ باستان، خُدای ماه را پرستش میکردند که نام هایِ گوناگونی را برای او برگُزیده بودند. همگانی ترین نامها برای خُدایِ ماه، نانا، سوئن و اَسیم بابا، Nanna, Suen and Asimbabbar، بودند. نمادِ او داسه-یِ ماه (هلال ماه) بود. با نگر به یادگارها و کاردستی هایِ فراوانی که در پیوند با پرستش خُدایِ ماه بدست آمده است، روشن است که پرستش خُدایِ ماه یک آیین چیره و گُسترده در کشور سومر بوده است. آیین ماه پرستی از همگانی ترین دین ها در سراسر میانرودانِ (بین النهرین) باستان بود. آشوریان، بابلیان و اکدها، Akkadian نام سوئن، Suen، را که پیش از این برای خُدای ماه برگُزیده بودند، به نام سین، Sin، واگرداندند. و آنها این نام را برترین نام برای خُدای ماه میپنداشتند. همانگونه که پرفسور پُوتس، Prof. Potts، نشان میدهد، «نام سین، Sin، در گوهرش یک نام سومری است که از سوی سامیان وام گرفته شُده است.»
در سوریه و فلسطین باستان، داسه-ی ماه (هلال ماه)، نمادِ خُدایِ ماه بود که آنرا به نام سین، Sin میشناختند. آنها هر از گاهی نمای رسای (کامل) ماه را در داسه-ی ماه میگذاشتند تا بر پرستش ماه با همه-ی نماها و گامه های (مرحله های) گوناگونِش پافشاری کُنند که در آسمان پدیدارمیشُد. خُدای خورشید، همسر سین، Sin بود و ستارگان دُختران آنها بودند. برای نمونه ایستار، Istar، یکی از دُخترانِ سین، Sin بود. آیین کُرپانی کردن (قربانی کردن) برای خُدایِ ماه در نوشته هایِ پاس شامرا، Pas Shamra، نگیخته شُده است (توضیح داده شُده است). نوشتارهایی که از شهر باستانی اوگاریت، Ugarit [1] بدست آمده اند، نشان میدهند که خُدایِ ماه گاهی کوسوه، Kusuh، نامیده میشُد. در ایران و همچنین در مصر باستان خُدای ماه بر نگاره هایِ دیواری و بر سر تندیس ها نشان داده شُده است. او دادرس مردان و خُدایان بود. نَسک (کتاب) «عهد عتیق» یهودیان و ترسایان پیوسته پرستش خُدای ماه را نکوهش کرده است. هرگاه که اسرائیلی ها در دام بُت پرستی گرفتار میشُدند، آن آیینی که آنها برمیگُزیدند، آیین ماه پرستی بود. راستی این است که آدم میتواند نمادِ داسه-ی ماه (هلال ماه) را در جهانِ باستان در هرجایی پیدا کُند، روی مُهرها، بر سُتون هایِ سنگی، آوندها (ظرف ها)، نگاره های دیواری، اُستوانه هایِ گلی، گوشواره ها، گردن بندها...در شهر تلِ اوباید، Tell-el-Obeid، یک گوساله-ی مسی با نماد داسه-ی ماه (هلال ماه) بر پیشانیش پیدا شُد، یک بُت با پیکر یک گاو نَر و سر یک آدم که سمبل داسه-ی ماه (هلال ماه) را بر پیشانیش گوهرنشان کرده بودند. در شهر اور، Ur [2]، یک تندیس سنگی یافته شُد که نمادِداسه-یِ ماه (هلال ماه) سر آنرا میساخت، و از اینرو این یافته مهمترین سند برای آیین ماه پرستی است که تاکنون بایگانی شُده است. از بهر نشان دادنِ دلبستگی به خُدای ماه، هتا خمیر نان را به ریخت داسه-ی ماه میپُختند. شهر باستانی اور چلدیز، Ur of Chaldees، را نیز که ترسایان میهن ابراهیم میشناسند، ویژه-ی خُدای ماه کرده بودند. سنگ نبشته هایِ بدست آمده از آن دوران نشان میدهند که گاهی این شهر را نانار، Nannar، نامیده اند.
یک پرستشگاهِ خُدایِ ماه بدستِ لئونارد وُولی، Leonard Woolley، در شهر اور، Ur خاکپرداری شُد. او نمونه هایِ فراوانی از نشانه های ماه پرستی را در شهر اور، Ur از زیر خاک بیرون آورد که تا به امروز در موزه-ی بریتانیا به نمایش گُذاشته میشوند. یکی دیگر از باستانشناسان به نام هاران، Harran، نیز اشاره کرده است که این ابزارها ویژه-ی آیین ماه پرستی هَستند. در دهه-ی 1950  یک پرستشگاهِ بُزُرگِ ماه پرستی در شهر هازر، Hazer، در فلسطین از زیر خاک بیرون آورده شُد؛ دو بُتِ خُدای ماه در آنجا پیدا شُد و هرکدام از آنها تندیس مردی بودند که بر تَختی نشسته و نماد داسه-ی ماه (هلال ماه) روی سینه-ی آنها کَنده کاری شده بود. سنگ نبشته هایی که به همراه این تندیس ها یافته شُدند، به روشنی نشان میدهند که این تندیس ها بُت خُدای ماه بودند. چندین تندیس کوچکتر نیز یافته شُدند که به کُمک سنگ نبشته های بدست آمده در کنار آنها، به نام دخُترانِ خُدای ماه شناسایی شُدند.

 یافته های باستانشناسی درباره-ی عربستان چه میگویند؟

 پرفسور کون، Prof. Coon، میگوید: «مُسلمانان بدنام هَستند، زیرا هیچ گرایشی به نگهداری از تاریخ عربستان در دورانِ بُت پرستی نشان نمیدهند و دوست دارند که زمانِ رویدادها و آن بخش از گُذشتهنگاریِ عربستانِ پیش از اسلام را دستکاری کُنند که امکان برجای ماندن را به آنها داده اند.» در سده-ی نوزدهم، آمود، هالوی و گالسر، Amaud, Halevy and Glaser، به نیمروز (جنوب) عربستان رفتند و هزاران سنگ نبشته از خاندانِ صابئین، مینائین و کاتابانیان، Sabean, Minaean, and Qatabanian، را از زیر خاک بیرون آوردند که بیدرنگ ترجمه شُدند. در دهه-ی 1940، باستانشناسانی همانندِ تامپسون و کون، Thompson and Coon، چند کشف شگفت انگیزی در عربستان کردند. در دهه-ی 1950، فیلیپ، آلبرایت، باور، Phillips, Albright, Bower، و دیگران جایگاه هایی را در کاتابان، تیمنا و ماریب،Qataban, Timna, Marib [3]، خاکپرداری کردند؛ هزاران سنگنبشه از دیوارها، کوهپایه ها در اپاختر (شمال) عربستان، همچنین گردآوری شُد. بخشش ها و آوندهایِ (ظرف های) نذری که در آیین پرستش «دخُتران الله» بکار بُرده میشُدند، همچنین یافته شُدند. سه دُختر الله، لات، عزی و منات گاهی با الله خُدای ماه نگارش میشُدند، درهالیکه نمادِ داسه-ی ماه (هلال ماه) بالای سر آنها بود. باستانشناسی نشان میدهد که دین گُسترده و چیره در عربستان آیین ماه پرستی بود.
در دورانِ باستان، نابُنیدوس، Nabonidus، (539-555 پیش از زایش مسیح)، واپسین پادشاه بابل، شهر تیما، Tayma، در عربستان را به نام کانون پرستش خُدای ماه ساخت. سگال، Segall، میگوید « در آیین ستاره پرستی در نیمروز (جنوب) عربستان، پرستش خُدای ماه پیوسته با شیوه های گوناگون گُسترده و چیره بوده است.» بسیاری از پژوهشگران نیز اشاره کرده اند که نام خُدای ماه «سین، Sin » بخشی از واژه های عربی همانند «سینایی، Sinai »، شده است که چم (معنی) آن «سرزمین سین» میشود. هنگامیکه آوازه-ی آیین ماه پرستی در جاهای دیگر رو به کاهش گذاشت، عرب ها به باورشان پایبند ماندند که میگفت «خُدای ماه بُزرگترین خُدایان است.» درهالیکه عرب ها 360 بُت را در کعبه-یِ مکه پرستش میکردند، خُدای ماه سرکرده-ی همه-ی خُدایان بود. راستی این است که شهر مکه با این هدف ساخته شُد که مَسیتگاهی (زیارتگاهی) برای خُدای ماه باشد. و با این فرنود (دلیل) شهر مکه وَرجاوندترین (مقدس ترین) جایگاه برای آیین بُت پرستی عرب ها شُد. در سال 1944، کاتون تامپسون،Caton Thompson، در کتابش از آرامگاه و پرستشگاهِ خُدای ماهِ شهر هوریدها، Hureidha، رازگُشایی کرد، و نشان داد که او پرستشگاهِ خُدای ماه را در نیمروز (جنوب) عربستان از زیر خاک بیرون آورده است. نمادهایِ داسه-ی ماه (هلال ماه) و کمابیش 21 سنگنبشته با نام سین، Sin، در این پرستشگاه یافته شُدند. همچنین یک بُت که میتوانست تندیس خود خُدای ماه باشد نیز پیدا شُد. این یافته ها سپس تر از سوی باستانشناسانِ سرشناس هاییده شُدند (تأیید شُدند).
این یافته هایِ باستانشناسی نشان میدهند که پرستشگاهِ خُدای ماه هتا در دورانِ پیدایش دین ترسایی نیز کوشا بوده است. پاشن ها (سندها) و یادگارهای گردآوری شُده، هم از اَپاختر (شمال) و هم نیمروز (جنوب) عربستان نشان میدهند که پرستش خُدایِ ماه هتا در دورانِ مُحمد نیز هنوز یک آیین چیره بوده است. هماهنگ با سنگنبشته هایِ فراوانی که در دسترس هَستند، نشان داده شده است، با آنکه نام خُدایِ ماه سین، Sin بود، ولی فرنام (عنوان) او اَل اِله، al-ilah، بود به چم (یعنی) «آن خداوند»، به سُخن دیگر او سرکرده یا بُزرگترین خُدا در میان خُدایان بود. همانگونه که کون، Coon، نشان داده است، : «اَل» و «اله»  در آغاز بخشی از نام خُدایِ ماه بودند. خُدای ماه، al- ilah، نامیده میشُد که چمش (معنیش) «آن خُدا» بود، ولی در دورانِ پیش از اسلام به نام «الله» واگردانده و کوتاه شُد. بُت پرستانِ عرب هتا از نام الله برای نامیدن فرزندانشان بهره میبُردند. برای نمونه الله بخشی از نام پدر و اَپدر (عموی) محمد بود.
این راستینه (واقعیت) که پدر و مادرهایِ بُت پرست به فرزندانشان چنین نام هایی را میدادند، نشان میدهد که هتا در دوران مُحمد، الله فرنام (عنوان) خُدای ماه بود. پرفسور کون،  Prof. Coon، سُخن خودش را چنین ادامه میدهد، «به همینگونه، در سایه-یِ آموزش های محمد، نام «اِله» که کمابیش گُمنام بود، به «اَل-اِله» فرارویید، که همان خُدا، یا الله و یا بالاترین هَستی بود.»
این راستینه (واقعیت) پاسُخی به این پُرسش است که «چرا نام الله هیچگاه در قرآن نگیخته نمیشود (توضیح داده نمیشود)؟ چرا مُحمد میپنداشت که بُت پرستانِ عرب هم اکنون میدانند که الله کیست؟» محمد در دین خُدایِ ماه، الله پرورش یافت. ولی او از هم کیشانِ بُت پرست خودش یک گام فراتر گذاشت. درهالیکه بُت پرستان باور داشتند که الله، به چم (یعنی) خُدای ماه، بُزرگترین خُدا در میانِ دیگر خُدایان، و بالاترین هَستی در میانِ خُدایان پنجگانه است [4]، مُحمد میگفت که الله نه تنها بُزُرگترین خداست، وآنکه تنها خُدا است.
به کرده (عملا) محمد میخواست به بُت پرستان بگوید، «نگاه کُنید، شما هم اکنون باور دارید که خُدای ماه، الله، بُزرگترین خُدا در میانِ همه-ی خُدایان است. ولی همه-یِ آنچه را که من از شما اُمید دارم، این است که شما این اندیشه را بپذیرید که الله تنها خُداست. من نمیخواهم آن خُدایی را که شما پرستش میکُنید از شُما بگیرم. من تنها میخواهم همسر الله، دُخترانِ او و همه-ی خُدایانِ دیگر را از شُما بگیرم.» این بازیافت (نتیجه گیری) از این راستی بدست میآید که در مرامنامه-ی مُسلمانان نُخستین گواهی آنها این نیست که «الله بُزرگ است» وآنکه «الله بُزرگترین است»، به سُخن دیگر الله بُُزُرگترین در میان خُدایان است. چرا میبایست مُحمد گواهی دهد که «الله بُزرگترین» است، مگر اینکه ما این گُزاره را در چهارچوبِ باور به دیگر خُدایان ارزیابی کُنیم؟ واژه-ی عربی که در برابر «بُزرگتر» بکار میبرند، «کوچکتر» است. این بازیافت (نتیجه گیری) از این راستی الهام میگیرد که عرب هایِ بُت پرست هیچگاه به محمد این اِرَنگ (اتهام) را نزدند که او دارد پرستش خُدای دیگری را سفارش میکُند که آنها نمیشناختند. برپایه-ی پاشن هایِ (سندهای) باستانشناسی، این «الله» همان خُدای ماه بود. بدینسان مُحمد کوشش میکرد که هر دو راه را برای خودش نگه دارد: به بُت پرستان میگفت که او هنوز به خُدای ماه، الله باور دارد. و به یهودیان و ترسایان میگُفت که الله، خُدای آنها نیز هست. ولی هم یهودیان و هم ترسایان خُدای خودشان را بهتر از محمد میشناختند؛ و این فرنودی (دلیلی) بود که آنها خُدای محمد، الله را به نام خُدای دروغین رد کُنند.
اَل-کیندی، Al-Kindi، یکی از پَدافندگران دین ترسایی در گفتگو با مُسلمانان، نشان داده است که خُدایِ اسلام، الله از انجیل سرچشمه نمیگیرد، وآنکه از آیین بُت پرستی خاندان صبائیان، Sabeans. مُسلمانان خُدای انجیل را پرستش نمیکُنند، وآنکه خُدای ماه و دُخترانش عزی، لات و منات را. دکتر نویمن، Dr. Newman، بازیافت (نتیجه گیری) خودش را از نُخستین گفتگوهایی که میان ترسایان و مُسلمانان انجام گرفتند، اینگونه بیان میدارد: «اسلام نشان داد که یک دین جُداگانه و ستیزه گری است که از آیین بُت پرستی سرچشمه گرفته است.» پژوهشگر آیین اسلام قیصر فرح به این بازده رسیده است که:« هیچ فرنودی (دلیلی) برای پذیرفتن این اندیشه وجود ندارد که الله از آیین ترسایی و یهودی به اسلام رسیده است.» عرب هایِ بُت پرست خُدای ماه را به نام بالاترین هَستی پرستش میکردند، ولی باور دینی آنها از یکتاپرستی دین یهود یا دین ترسایی الهام نگرفته بود. باآنکه به دید آنها خُدایِ ماه بُزُرگتر از همه-ی خُدایان دیگر بود، ماه پرستی هنوز بخشی از یک آیین بُت پرستی بود که پیروانِ آن به خُدایان پنجگانه باور داشتند [4]. اکنون که ما مهمترین بُت آیین ماه پرستی را شناختیمَ، رد کردن این راستی، دیگر پیش از این امکان پذیر نیست که الله در دوران پیش از اسلام یک بُت بوده است. آیا این شگفت انگیز است که نمادِ اسلام داسه-ی ماه (هلال ماه) است؟ یا اینکه نمادِ داسه-ی ماه بر سر مزگت ها (مسجدها) و مناره ها گذاشته میشود؟ یا اینکه داسه-ی ماه کمابیش بر پرچم همه-ی کشورهای مسلمان دیده میشود؟ یا اینکه مُسلمانان در آن ماهی روزه میگیرند که آغاز و پایانش را نمایان شدن داسه-ی ماه در آسمان روشن میکُند؟

بازیافت (نتیجه گیری)

عرب های بُت پرست خُدای ماه، الله را چند بار در روز با روی آوردن به سوی مکه پرستش میکردند؛ برای مَسیتارش (زیارت) به مکه سفر میکردند؛ پیرامون پرستشگاهِ خُدایِ ماه که کعبه نام داشت میدویدند؛ سنگ سیاه (حجرالسود) را میبوسیدند؛ یک چهارپا را کُرپانی (قربانی) خُدای ماه میکردند؛ به سوی تندیس اهریمن سنگ میانداختند؛ در آن ماهی روزه میگرفتند که آغاز و پایانش را داسه-ی ماه در آسمان روشن میکرد؛ به تنگدستان اهرُوداد (صدقه) میدادند...
داوش (ادعای) اسلام بر این پایه که الله همان خُدای تورات و انجیل است و اینکه اسلام از میان دین و آیین پیامبران یهودی برخاسته است، به کُمک پاشن های (سندهای) اُستوار و توانمندِ باستانشناسی رد میشوند. اسلام چیزی نیست بجز نمونه-ی زنده و برجای مانده-یِ آن آیین ماه پرستی کُهن مردم حجاز. این دین نمادها، رسم ها، آیین ها و هتا نام خُدایِ دین ماه پرستان و بُت پرستان مردم حجاز را نیز برای خودش برداشته است. از اینرو، اسلام یک آیین بُت پرستی است.
در زبان کلیمی، به سنگی که از آسمان بیافتد بِتهل، Bethel، گویند. باستانشناسان بر این باورند که ماه پرستان عرب در پرستش سنگ سیاه از دین یهود الگو برداری کرده اند، زیرا برپایه-ی یکی از داستان های دین یهود یاکوب، Jacob، پس از دیدن رویایِ یک ستون سنگی که همانند پله ای او را به آسمان میرساند، او این ستون سنگی را بهتل استون، (Bethel-stone، سنگ آسمانی ) نامید.
بُت پرستان عرب نیز با الگوبرداری از این داستان، سنگ هایی را وَرجاوند (مقدس) نامیدند و با مالیدن روغن و خون بر این سنگ ها از آنها خُدایان ساختند، و نام آنها را بتیل، Betyles، گذاشتند. در دورانِ باستان یک سنگ، چه سرشتین (طبیعی) و یا ساختگی، در جایگاه نمادِ یک خُدایگان ستایش میشُد. شُماری از این سنگ ها در یونان باستان بودند که نام آورترین شان اُمفالوس دلفی، the omphalos at Delphi، بود. همچنین سنگ های ساختگی یا شگفت انگیزی بودند که ستایش میشدند. همانند سترابو، پلینی، هلانسیوس،  Strabo, Pliny, Helancius. بُزرگترین نمونه از این سنگ های طبیعی سنگ سیاه است که صبائیان، Sabeitsts، به آن ویژگی خدایی و آسمانی بربسته بودند همانند کبیری و پلاسگی، Cabiri, the Pelasgi.
آیین ستایش سنگ آسمانی در میان رومیان نیز روامند بود. برپایه-ی گزارش گذشتهنگاران میرسئا الیادِ، Mircea Eliade، پرستشگاه آرتمیس (Diana) در شهر افِسوس، Ephesus، [5] دربرگیرنده-ی یک تندیس ایزدبانو است که روی زانو خم شده است که از یک سنگ آسمانی تراشیده شده است.
نام آورترین سنگِ «جادویی» عربستان سنگ سیاه در پرستشگاه مکه است. کعبه دارای یک ساختار چهار گوش است. در گوشه-ی خاوری آن سنگ سیاه جای دارد که برای سده ها از سوی بُت پرستان ستایش میشد، پیش از اینکه محمد خانه-یِ کعبه را برای دین تازه-ی خودش برگُزیند، و مسیتارش (زیارت) مکه را یکی از ستون های دین خودش سازد. سنگ سیاه (حجر السود) در کعبه، یکی از نمونه از سنگ های آسمانی شناخته شده ای است که تا به امروز پرستش میشود. با آنکه تندیس درست کردن از خدا و ستایش پَرموته ها (اشیا) در اسلام نکوهش شده است، مَستیارش کُنندگان (زیارت کُنندگان) سنگ سیاه را میبوسند، زیرا به باور محمد «یامین الله» یا دست راست الله است.

یاداشت

[1] اوگاریت، Ugarit، یک بندر باستانی در سوریه که دیرینگی آن به دوران بُرُنز (Bronze) میرسد.
[2] شهر اور، Ur، یکی از شهرهای باستانی سومریان بود که جایگاه آن هم اکنون در عراق است.
[3] Maribماریبپایتخت باستانی شبا،Sheba
[4] خُدایان پنجگانه، pantheon of deities، دربرگیرنده-ی الله، خورشید، لات، عزی و منات بودند.
[5] Ephesus یک شهر باستانی یونان که امروز جایگاه آن در ترکیه است.

شنبه 17 دین، 3749 دین بهی

۱۰ نظر:

  1. من با بخشی از این نوشتار و یا بیشترین بخشهای آن موافقم. ولی این نکته را لازم میدانم که عنوان کنم یهودیان و مسیحیان هر دو به خدای یهوه ایمان دارند. اگر در متون واژه لُرد استفاده میشود و آن به معنایی دیگر است که در صورت نیاز توضیح بیشتری خواهم داد.
    با تشکر از مطلب مستندی که نوشتید.

    پاسخحذف
  2. سپاس فراوان ا نویسنده. نوشته ی خوبی بود و از آن استفاده کردم.اگرچه امیدوار بودم ارتباط محکمی میان نام الله (آن خدا) و یکی از نامهای خدای ماه بیابم که ثابت کند ارجاع آن خدا به خدای ماه است. با اینحال نوشته ی راهگشایی بود. شاد باشید

    پاسخحذف
  3. سپاس فراوان از یاداشت شما هم میهنان گرامی،
    یکی دیگر از نام های خُدای ماه هُبل یا هُبال است که هر دوی آن ها را باستانشناسان بکار میبرند (Hubal and Hubal) چرخش نام هوبال به الله در زمانی کوتاه پیش از پیدایش دین اسلام انجام گرفت. تندیس هوبال بر روی بتخانه-ی کعبه یکی از نشانه های آشکاری است که هوبال یا الله را خُدای ماه میشناساند. امروز حاجیان مسلمان در هنگام مراسم حج در سعی صفا و مروه همان آیینی را بجای میآورند که بت پرستان برای بُزرگداشت بت «هوبال» انجام میدادند.

    پاسخحذف
  4. دوست گرامی خشایار
    سپاس از این برگردان زیبا

    پاسخحذف
  5. سلام دوست عزیز. من در حال نوشتن کتابی در باره ی قران هستن در بخشی از اون که درباره ی ارتباط الله با خدای ماه بود هیچ چیزی غیر از نوشته ی شما بدست نیاوردم. اگر ممکن باشد ورفرنس اصلی را معرفی کنید ما با حفظ امانت و با نقل قول از شما و وبلاگتان این مطلب را در کتابم درج خواهم کرد. با سپاس و قدر دانی. ایمیلم رو براتون گذاشتم اگه باهام تماس بگیرید ممنون میشم
    گلاله. anahit.mahzad@gmail.com

    پاسخحذف
  6. مطالبتون عالی بود
    ولی لطفاً و حتماً منابع رو ذکر کنین
    هم بیشتر مطالعه کنیم هم مطالبتون مورد قبول تر باشه

    ممنونم

    پاسخحذف
  7. سلام اقای رخسانی خسته نباشید لطفا منبع و رفرنستونو قرار دهید با ذکر شماره صفحه ممنون

    پاسخحذف
  8. اقای رخسانی بنده به رفرنس این مطالب احتیاج دارم خواهشا هرچه سریعتر قرار دهید ممنون

    پاسخحذف
  9. درود دوستان گرامی و سپاس از توجه شما به این نوشته. در پیوند با بُنمایه (منبع) که درخواست کرده بودید، برای گردآوری این نوشته من از نوشتارهای گوناگون کمک گرفتم. که مهمتر از همه نوشتارهای دکتر رفعت اماری (Rfafat Amari) است. نام کتاب او «Islam: In Light of History» . نوشته هایی که او به زبان انگلیسی نوشته است میتوانید در بخش جستجوگر همین سایت به نام او پیدا کنید. من در همین وبگاه یا سایت نوشته های فراوانی از او را ترجمه کرده ام. که پیوند آنها را در اینجا میگذارم
    http://khaschayarrochssani.blogspot.de/2011/12/blog-post_22.html
    http://khaschayarrochssani.blogspot.de/2011/12/blog-post_14.html
    http://khaschayarrochssani.blogspot.de/2011/12/blog-post_10.html
    http://khaschayarrochssani.blogspot.de/2011/12/blog-post_12.html

    پاسخحذف