۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه

پیامبرانِ افسانه ای [1]



خشایار رُخسانی
چکیده:
پس از 200 سال کَندوکاوی و خاک برداری هایِ بی بازده برای پیدا کردن نشانه ای از دُرُست بودن داستان های تورات در اسرائیل و مصر، باستانشناسان به این بازیافت (نتیجه گیری) رسیده اند که داستان های تورات ارزش تاریخی ندارند. آنچه که بیشتر سبب این بازیافت (نتیجه گیری) شُده است ناکامی آنها در پیدا کردن یک یادگار یا یک کوزه-ی شکسته از فرمانروایی داود و سلیمان است که درباره-ی «شکوه و مِهَستی (عظمت)» پادشاهی آنها در تورات با آب و تاب بازگویی شُده است. و دیگر اینکه آنها  تا به امروز نتوانسته اند در تاریخ مصر باستان که برای 4000 سال روزنگاری شده است، کوچکترین ردی از داستان های تورات درباره-ی «بردگی 2 میلیون یهودی برای 400 سال» در مصر پیدا کنند. با پُشتگرمی به این داده ها (اطلاعات) گذشتهنگاران بر این باورند که داستان های تورات رویدادهای تاریخی نیستند، وآنکه افسانه هایی هَستند که بدست کاهنان یهودی در دوران های گوناگون نگاشته شده اند که تازه ترین این داستان ها بدست کاهنی با نام ازرا (Ezra) پس از آزادی یهودیان از بردگی در بابل و آمدن بخشی از آنها به ایران نگاشته شده است. و هدف ازرا (Ezra) از نگاشتن این داستان ها دادن یک کَتامی (هویت) به یهودیان برای پیشگیری از پراکندگی آنها بوده است.
 وَهاک (اهمیت) این پژوهش ها از اینروست که داستان های قرآن که همه رونوشت برداری شده از تورات هَستند و داوش (ادعای) دین اسلام و محمد برپایه-ی رخن بَری (میراث داری) از دین یهود و خویشاوندی با ابراهیم و همچنین ساخته شدن خانه-ی کعبه بدست ابراهیم زیر پرسش میرود و ارزش تاریخی خودش را از دست میدهد






سرآغاز:
پس از گذشت 200 سال کندوکاوی و خاک برداری بدونِ بازده که باستانشناسان  در اسرائیل برای پیدا کردن ردی از «فرمانروایی بزرگ داود و سلیمان» پیگیری کرده اند و هم چنین ناکامی آنها در پیدا کردن ردپایی از موسی و قومش در دربار فرعون مصر، و بیابان سینا، دانشمندان به این برآیند رسیده اند که داستان های تورات ارزش تاریخی ندارند. و این داستان ها افسانه هایی هَستند که بدست کاهنان یهودی همانند ازرا (Ezra) نگاشته شده اند. آنچه که به شگفتی باستانشناسان و ناباوری آنها به افسانه های تورات دامن زده است این راستی است که آنها تاکنون در تاریخ برجای مانده از فرعون های مصر هیچ نشانی از وجود قوم یهود پیدا نکرده اند که در مصر به بردگی گرفتار شده باشد و یا هیچ نشانه ای از شاهزاده ای به نام موسی نیافته اند که در دربار فرعون ها پرورده شده باشد، آنهم با آنکه فرعون های مصر از 2000 سال پیش از زایش مسیح به این سوی رویدادهای کشورشان را روزنگاری میکردند؛ باستانشناسان نه ردی از 10 بلای آسمانی در یاداشت های بجای مانده از مصریان باستان یافته اند که گویا یهوه خدای یهودیان از سر خشم بر آنها  فرود آورده است و نه ردی از شکافته شدن دریای سرخ در تاریخ آنها یافته اند.

 از دیگر پرسش های مهمی که تاکنون باستانشناسان پاسخی برای آن نیافته اند، این است: با  آنکه در تورات از «فرمانروایی بزرگ پادشاهان داود و سلیمان» یاد کرده است که گویا«توانسته بودند چند کشور همسایه را نیز شکست داده، خاک آنها فروگرفته و این کشورها را بخشی از گُستره-ی سرزمین خود سازند»،  ولی راستی این است که باستانشناسان هنوز نتوانستند هتا یک کوزه-ی شکسته پیدا کُنند تا فرنودی (دلیلی) بر وجود فرمانروایی «پُرشکوه و نیرومند» این دو پادشاه یهودی باشد، اگر که نخواهیم از آرامگاه یا کاخ های ساخته شده بدست آنها نامی ببریم که برجای نمانده اند. پرسش مهم دیگر این است که اگر داود و سلیمان چنین فرمانروایی بُزرگی میداشتند، آنها میبایستی در تماس های سیاسی و بازرگانی با کشورهای همسایه شان میبودند، کشورهایی همانند مصر، آشور، سپس بابل و پارس ها که در آن زمان بزرگترین فرمانروایی ها را برپا ساخته بودند؛ و این کشورها از پادشاهی داود و سلیمان در تاریخ خودشان نامی میبردند. در پیوند با افسانه-ی «گریز بردگان یهودی از مصر و آوارگی آنها در بیابان سینا»  که تنها بُنمایه-ی (منبع) گزارشی آن تورات است، با آنکه دانشمندان توانسته اند اینجا و آنجا اسکلتی را در بیابان سینا پیدا کنند که 5000 سال دیرینگی دارند، ولی هنوز نتوانستند چند استخوان از آن «دو میلیون برده-ی یهودی» در بیابان سینا پیدا کنند که گویا 2000 سال پیش از زایش مسیح برای 40 سال در این بیابان سرگردان بوده اند. نیاز به گفتن است که امروز دانش باستان شناسی به اندازه ای پیشرفته است که میتواند به کمک ایزوتپ های (isotope ) کربُن دیرینگی (قدمت) بازمانده های کهن را از استخوان جانوران گرفته تا چوب و پارچه و کوزه ها... موشکافانه روشن کند.  همه-ی این یافته ها باستانشناسان را تنها به یک برآیند رسانده است و آن اینکه داستان های تورات افسانه هایی هَستند که ارزش تاریخی ندارند.


راستی این است که پس از آزادی مردم یهود از بردگی در کشور بابل به کمک کوروش بزرگ و آمدن آنها به ایران، کاهنان یهودی همانند ازرا (Ezra) با ساختن افسانه های قوم یهود همانند افسانه-یِ ابراهیم و موسی، کوشش کردند تا از اینراه با دادن هویتی تازه به مردم یهود از پراکندگی آنها پیشگیری کُنند و ادامه-ی هَستی این قوم را پایندانی (تضمین) بخشند. در ساختن افسانه-ی موسی کاهنان یهودی از دو داستان  بهره بُردند که در میانرودان داستان های آشنا و راستین ولی در یک بازه (فاصله-ی) زمانی به اندازه-ی 1000 سال پیش آمده بودند:
1) داستان پرورش موسی در دربار فرعون: این داستان که بر روی یک سنگ نبشته یافته شده است، نزدیک به 2300 سال دیرینگی (قدمت) دارد و بسیار همانند با داستان موسی است. در شهر ازوپیا (
Azupia) در عراق امروز در کنار رودخانه-ی فرات یک کاهن زن که برپایه-ی باورهای آن زمان میبایست با هیچ مردی همخوابگی نکُند، نوزاد پسری را میزاید. او این نوزاد را در یک سبدی میگذارد که ته آنرا با خاک و زِفت (قیر) پوشانده بود و سپس آن سبد با نوزاد را در رودخانه-ی فرات رها میسازد. این سبد را یک کسی به نام آگی (Aqqi) مییابد که از راه باربریِ و فروش آب رودخانه زندگی میکرد. و او آن بچه را نزد خودش میپرورد. این بچه سپس تر به یک پادشاه بُزرگ فرامیروید. نام این بچه سرگون (Sargon) است که به چم (معنی) پادشاه راستین میباشد. و این سرگون یکی از مِهَندترین (مهمترین) فرمانروایان و کشورگُشایان سومری بود. سرگون 56 سال فرمانروایی کرد (2382-2327 BC) و سرگذشت او در همه-ی آموزشگاه ها و کانون های آموزشی میانرودان (بین النهرین) در میان کودکان داستانی آشنا بودبیگمان این داستان از نویسندگان تورات ناشنیده نمانده است [2]. برای بُنیانگُزاران رُم باستان رُملوس و رموس (Romulus and Remus) که دوقلو بوده اند نیز چنین داستانی را بیان میکنند که اما افسانه بوده است؛ بدینسان که هر دوی آنها را در کودکی به رودخانه میسپارند. سپس آنها بدست یک چوپان از آب گرفته شده و در نزد او پرورده شدند. همانگونه که میبینید این افسانه ها در دوران باستان افسانه های آشنایی بوده اند.

2) دومین داستانی که کاهنان یهودی برای هویت بخشیدن به مردم یهود از آن بهره بُردند داستان فرمانروایی هیکسوس (Hyksos) است که ارتش آن در سده های میان 17 تا 16 پییش از زایش مسیح، کشور مصر را زیر مهار خود داشت. پس از روی کار امدن آهموس (Ah-mose) در سال 1550 پیش از زایش مسیح که بُنیانگزار هیجدهُمین دودمان فرعون های مصر بود، او توانست  هیکسوس ها (Hyksos) را از مصر براند و مصر را آزاد سازد. مصریان نیروهای هیکسوس (Hyksos) را در بیابان سینا تا زمین کنعان پیگرد کردند. باستانشناسان توانسته اند ردپای این پیگرد و گریز را در بیابان سینا پیدا کنند، رویدادی که 400 سال پیش از افسانه-ی آوارگی یهودیان در بیابان سینا برپایه-ی بازگویی های تورات انجام گرفته است [3].


 این کشف بزرگ باستانشناسان نه تنها آسمانی بودن دین یهود را زیر پرسش برده است، وآنکه دین ترسایان و بویژه اسلام را نیز از تیررس خود در امان نگه نداشته است؛ از آنجا که دین های ترسایی و اسلام نیز خود را نواده-ی ابراهیم و دُنباله-ی دین یهود میدانند، و جهانبینی هر دو دین از تورات سرچشمه میگیرد، آسمانی بودن آنها نیز با این یافته های تازه و مِهَندِ (مهم) باستانشناسان زیر پرسش رفته است.


یاداشت

[1]

[2]

[3]

آدینه، 11 آذر 3749 دین بهی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر